سن که رسید به پنجاه
پشت - پشت

سن که رسید به پنجاه به پنج مهره کمری فشار میاید. زیرا، عضلات شکم شل شده ،شکم و متعاقب آن ستون فقرات بطرف جلو میاید. نتیجه:ستون فقرات که ضعیف شده، شروع به درد گرفتن میکند،شکم و سر متمایل به جلو میشوند.به قسمت بالای پشت و گردن فشار میاید که روی گردش خون و هضم غذا تاثیر میگذارد .

 

در ناراحتی های گردن ،عضلات پشت گردن کوتاه ،وعضلات جلو، بلند میشوند،چانه بطرف جلو کشیده میشود.در نتیجه عفونت مفاصل مثل آرتروزبوجود میاید.در کمر های خمیده ستون فقرات سینه ای، بشدت بعقب فشارمیاورد وپشت قوز دار میشود که اثراتی روی قلب ، تنفس و معده در قالب مشکلات هاضمه، خواهد داشت .گرفتگی عضلات باعث خشک شدن ستون فقرات میگردد.

چنانچه تحرکی نداشته باشیم ،عضلات خشک ، ضعیف و تنبل میگردد.با در نظر گرفتن شغلی که داریم بیشتر اوقات، فقط یک سری از عضلات بکار گرفته میشود. ناهماهنگی عضلات که یکطرف قوی و طرف دیگر ضعیف هستند همانند ،کسی که" ریگ تو کفشش باشه" ،سنگینی بدن را روی کفش بدون ریگ میاندازد و بدین ترتیب یک قسمت ازعضلات نگهدارنده ستون فقرات ،قوی وقسمت دیگر ضعیف میشود که این خود باعث کج شدن ستون فقرات و متعاقب آن فشار یکطرفه روی مهره ها میگردد،که نهایتاً باعث ،کمر درد میگردد.از آنجائی که تا مریض نشویم دکتر نمیرویم،وقتی سلامت نسبی پیدا کردیم نه تنها دکتر را فراموش میکنیم بلکه نیازی به حرکات ورزشی هم نمی بینیم . دوباره اسیر بقول مردم کار و کاسبی میگردیم و خود مشغولی را دوباره از سر میگیریم.مشگل امروز مردم این است که عقلشان رل قلبشان را هم بازی میکند(کریشنا مورتی).اگر به دکتر ؟ بگوئی چرا 16 ساعت روز را در مطب و یا بیمارستان بسر میبری؟ و برای خود و خانواده ات وقت نداری، میگوید من در فکر مریض هایم هستم و یک مرتبه عقل عاشق بیماران میشود و اشگ تمساح میریزد.البته اگر بیماران بجای 10.000 تومان 2.000 تومان ویزیت بدهند ، یکباره عقل عاشق خانواده میگردد.

مدیران هم دست کمی از پزشکان ندارند با این تفاوت که آنها چشم و هم چشمی دارند.آنها افتخار میکنند زود تر از همه اداره هستند و دیر تر از همه به منزل میروند.چنانچه یکی از همکاران، ساعت 7 سر کار باشد ،او سعی میکند یکربع به 7 آنجا باشد.اگر قبول کنیم که بهار هم با یک گل شروع میشود اگر یک مدیر وقت و شهامت ورزش رفتن را پیدا کند دیگران هم با کمال میل از اوتبعیت میکنند و بدین ترتیب خا نواده ها و جامعه هم خوشحال میشوند و کارها هم بهتر پیش میرود.هزاران دلیل میاوریم ، چرا ورزش نمیرویم ،بجای انکه یک دلیل بیاوریم که چرا ورزش میکنیم.آنها همه کار بلد هستند ،جز زندگی .بعضی ها آنچه را که بدست میاورند با ورثه میخورند و بعضی ها تا میتوانند برای ورثه ،مال اندوزی میکنند.قلب حرفی برای گفتن ندارد،ذهن باکلماتی همچون عاقبت اندیشی،بفکر فردا بودن،اگر من نباشم چنین و چنان میشود ،بفکر اجتماع و خانواده بودن ،آنهارا از فکر کردن به خود و سلامتی خود(ورزش کردن) دور میکند.

البته کسانی را که بخاطرگرفتن تائیدیه از رئیس و یا همکاران،خود و خانواه اشان را فدای کار میکنند به حساب نمیاوریم.آنها هم خواهند گفت چون از خانواده تائیدیه نمیگیریم خود را در کار غرق کرده ایم .امید است روزی ورزش کردن تحط هر شرایتی برای همه میسر گردد،آنوقت میتوانیم بگوئیم،واقعاً کاری برای خانواده انجام داده ایم.معتادان، تنها کسانی نیستند که عادت به مواد مخدر ، پیدا کرده اند.ما خود نیز معتادیم ولی بروی خودمان نمیاوریم.اعتیاد بکار،اعتیاد به گریز از خانه و ورزش.اعتیاد به خودمشغولی. اعتیاد به اینکه ،کسی باشیم که دیگران میخواهند. اعتیاد به، فرار از خود و متعاقب آن ایجاد، خودمشغولی های جدید.

امید است روزی همه برای ورزش کردن، آمادگی روحی و روانی داشته باشند و از همه مهمتر کودکان خود را نیز به ورزش ترغیب نمایند